روانشناسی ازدواج و پیشرفت و ارامش

Love and happiness

شاعر جوان الناز زارعی و شعر انتخابات پیام رسای میلیونها ایرانی است. جمعه روز نه بزرگ و تاریخی به تمامیت جمهوری اسلامی است.

[02/15/20]   كاش اگه بچه دار شدین اينطوری تربيتش كنین

عاشقان روز عشق مبارك باد

روز عشاق به همه عاشقان تبريك

[02/12/20]   روزی معلم کلاس پنجم به دانش آموزانش گفت: من همه شما را دوست دارم. ولی او در واقع این احساس را نسبت به یکی از دانش آموزان که تیدی نام دارد، نداشت.
لباس های این دانش آموز همواره کثیف بودند ، وضعیت درسی او ضعیف و گوشه گیر بود.
این قضاوت او بر اساس عملکرد تیدی در طول سال تحصیلی بود.
زیرا که او با بقیه بچه ها بازی نمی کرد و لباسهایش چرکین بودند و به نظافت شخصی خودش توجهی نمی کرد.
تیدی بقدری افسرده و درس نخوان بود که معلمش از تصحیح اوراق امتحانی اش و گذاشتن علامت ✖ در برگه اش با خودکار قرمز و یادداشت عبارت " نیاز به تلاش بیشتر دارد" احساس لذت می کرد.
روزی مدیر آموزشگاه از این معلم درخواست کرد که پرونده تیدی را بررسی کند.
معلم کلاس اول درباره اونوشته بود" تیدی کودک باهوشی است که تکالیفش را با دقت و بطور منظم انجام می دهد".
معلم کلاس دوم نوشته بود" تیدی دانش آموز نجیب و دوست داشتنی در بین همکلاسی های خودش است ولی بعلت بیماری سرطان مادرش خیلی ناراحت است".
اما معلم کلاس سوم نوشته بود" مرگ مادر تیدی تاثیر زیادی بر او داشت. او تمام سعی خود را کرد ولی پدرش توجهی به او نکرد و اگر در این راستا کاری انجام ندهیم بزودی شرایط زندگی در منزل، بر او تاثیر منفی می گذارد".
در حالی که معلم کلاس چهارم نوشته بود" تیدی دانش آموزی گوشه گیر است که علاقه ای به درس خواندن ندارد و در کلاس دوستانی ندارد و موقع تدریس می خوابد".
اینجا بود که تامسون، معلم وی، به مشکل دانش آموز پی برد و از رفتار خودش شرمنده شد.
این احساس شرمندگی موقعی بیشتر شد که دانش آموزان برای جشن تولد معلمشان هرکدام هدیه ای با ارزش در بسته بندی بسیار زیبا تقدیم معلمشان کردند و هدیه تیدی در یک پلاستیک مچاله شده بود.
خانم تامسون با ناراحتی هدیه تیدی را باز کرد. در این موقع صدای خنده ی تمسخر آمیز شاگردان، کلاس را فرا گرفت. هدیه ی او گردنبندی بود که جای خالی چند نگین افتاده آن به چشم می خورد و شیشه عطری که سه ربع آن خالی بود.
اما هنگامی که خانم تامسون آن گردنبند را به گردن آویخت و مقداری از آن عطر را به لباس خود زد و با گرمی و محبت از تیدی تشکر کرد. صدای خنده ی دانش آموزان قطع شد.
در آن روز تیدی بعد از مدرسه به خانه نرفت و منتظر معلمش ماند و با دیدنش به او گفت: " امروز شما بوی مادرم را می دهی".
در این هنگام اشک های خانم تامسون از دیدگانش جاری شد زیرا تیدی شیشه عطری را به او هدیه داده بود که مادرش استفاده می کرد و بوی مادرش را در معلمش استشمام می کرد.
از آن روز به بعد خانم تامسون توجه خاص و ویژه ای به تیدی می کرد و کم کم استعداد و نبوغ آن پسرک یتیم دوباره شکوفا شد و در پایان سال تحصیلی شاگرد ممتاز کلاسش شد. پس از آن تامسون دست نوشته ای را مقابل درب منزلش پیدا کرد که در آن نوشته شده بود" شما بهترین معلمی هستی که من تا الان داشته ام".خانم معلم در جواب او نوشت که تو خوب بودن را به من آموختی.
بعد از چند سال خانم تامسون پس از دریافت دعوت نامه ای از دانشکده ی پزشکی که از او برای حضور در جشن فارق التحصیلی دانشجویان رشته ی پزشکی دعوت کرده بودند و در پایان آن با عنوان " پسرت تیدی" امضاء شده بود، شگفت زده شد. او در آن جشن در حالی که آن گردنبند را به گردن داشت و بوی آن عطر از بدنش به مشام می رسید، حاضر شد.

آیا می دانید تیدی که بود؟
تیدی_استوارد مشهورترین پزشک
جهان و مالک مرکز استوارد برای
درمان سرطان است.

[02/08/20]   غیر منتظره و پیشی بینی

اگر فقط تلاش کنید که آرام باشید، همه چیز از راه خواهد رسید: کار، قدرت انجام آن کار و انگیزه‌ی درست. آیا باید از قبل همه چیز را بدانید؟ در مورد آینده‌تان بیقرار و نگران نباشید، اکنون آرام باشید و همه چیز سر جای خود قرار خواهد گرفت. غیرمنتظره بدون شک رخ خواهد داد، در حالیکه پیش‌بینی ممکن است هرگز از راه نرسد.

ماهاراج همواره اصل و حقیقت را بر غیر منتظره می گذارد و پیش بینی را اکثرا اوهام می داند ، این دقیقا عکس کاریست که اکثر ما انجام می دهیم. ما در تمام اوقات شبانه روزی مشغول پیش بینی و داستان سرایی و پیش فرض های اکثرا بد برای خود هستیم. مثلا به دانش آموزی می گویند فردا به والدینت بگو بیایند مدرسه، او و خانواده اش به محض شنیدن، تمام سوابق بد دانش آموز را در ذهنشان بررسی می کنند و با پیش گویی میگویند حتما کار بدی کرده ای و فردا میخواند مواخده کنند. در صورتی که هیچ کدام از اینها ممکن است نباشد.

ترس عامل داستانسرای است. خود را برای غیرمنتظره آماده کنید که حقیقی است. آیا می توان غیرمنتظره را پیش بینی کرد؟ خیر در اینصورت دیگر غیرمنتظره نبود

ماهاراج: اگر عصبانی هستید یا درد دارید، خود را از درد و عصبانیت جدا سازید و آنها را مشاهده کنید. بیرونی ساختن اولین گام آزادی است. دور بایستید و نگاه کنید. رویدادهای فیزیکی به اتفاق افتادن ادامه می‌دهند، اما به واسطه‌ی خود هیچ اهمیتی ندارند.

[02/08/20]   دوستی با افرادی که زیاد فکر می کنند

مطمئن هستم که همه ما در زندگی مان، افرادی وجود دارند که بیشتر از ما فکر می کنند. من این نوع آدم ها را دوست دارم و برای همین سعی کردم از دلایلی بگویم که شما را هم قانع کند با افرادی که زیاد فکر می کنند دوست شوید:

1- او فردی نیست که بخواهد ذهن شما را بخواند. حدس و گمان در کارش نیست چون در باره هر چه که می بیند مدتها فکر می کند. او قادر است به سرعت، جزئیات شخصیتی و خصلت های تان را مورد شناسایی قرار دهد. برای همین، هنوز چند جمله حرف نزده اید که شما را با همه رازهای وجودتان روبرو می کند.

2- دوست پیدا کردن برایش سخت است چون افراد مشابه خودش کمیاب است ولی دوست متعهد و صمیمی خوبی خواهد بود. از تنهایی نمی ترسد. آدم شلوغ و بازیگوشی است ولی دوست دارد تنها قدم بزند. تنها سفر کند و حتی تنها غذا بخورد. تنهایی برای او یعنی یک هدیه عالی …

3- با تمام وجود گوش می دهد. مهم هم نیست موضوعی که بیان می کنید چقدر مهم باشد. او با دقت و کنجکاوی تمام سعی می کند جزئیات را به خاطر بسپارد.

4- دنیا را زیبا می بیند به همین دلیل، هر وقت دل تان گرفته است یا احساس ناامیدی و بغض می کنید به ملاقاتش بروید. اگر به خاطر نداشتن یا به دست نیاوردن یک خواسته غمگین هستید بروید پیش او تا به سرعت قانع تان سازد که چقدر خوش شانس و خوشبخت هستید.

نکته آخر اینکه مخاطب من و فردی که مشغول تجلیلش بودم شما هستید. خیلی فکر می کنید و این زیباست. دوست خوبی برای خودتان باشید.

من نمی توانم خودم را گول بزنم:

به جمله بالا دقت کنید. برای گول زدن به دو شخص احتیاج است، فردی دیگری را گول بزند. در جمله "من نمی توانم خودم را گول بزنم". من چه کسی است؟ خودم چه کسی است؟ من همان هوشیاری و اگاهی ماست، همان که تصمیم می خواهد بگیرد.
خودم در اینجا اشاره به ذهن ناخودآگاه فرد است که مانند مشاور و مراقبی برای من است. یعنی فرد می گوید نمی توانم مشاورم را گول بزنم.
درست هم می گوید. چون مشاور ۲۴ساعته با ما بوده و همه چیز را به صورت سند بایگانی کرده.
اگر من بگوید: من ثروتمندم، مشاور می گوید مدرکی در این باره بایگانی نشده و الان هم ماشینی یا پول زیادی در حسابت نمی بینم. پس تو می توانی بگویی ثروتمندم ولی من قبول ندارم فعلا.

فرد می خواهد جمله من ثروتمندم را با تکرار برای خود یک باور کند. باور یعنی پنداری که سند و مدرکش در ناخودآگاه موجود باشد و مشاور تایید کند.
سند و مدرک فقط با حس کردن وارد ناخودآگاه می شود . ناخودآگاه می داند که من زیاد حرف می زند و حرفهای الکی هم زیاد می زند در نتیجه کاری به حرفها ندارد.
او چیزهایی که با حواس پنجگانه جمع می شود و احساساتی که در بدن هستن را به عنوان سند جمع می کند. وقتی من بگوید، من خوشحالم حتی ده بار بگوید ، ذهن ناخودآگاه حس درون شکم و قلب را چک می کند اگر فرد حس ناراحتی داشته باشد. ناخودآگاه حرف می زند در ذهن ، می گوید اینطور نیست ،حست چیز دیگری می گوید. تو که نمی تونی خودت(ناخودآگاهت) را گول دهی دیگر

پس تکرار یک جمله تاکیدی به این راحتی ها باور نمی شود، سندِ حسی می خواهد. چشم باید ماشین را ببیند. دست فرمان را حس کند گوش صدایش را بشنود و خوشحالی حس شود تا مشاور تایید کند که شما ماشین خوبی دارید یا ثروتمندید. چون ما ثروت مالی را برای ناخودآگاه این چیزها تعریف کرده ایم، جامعه اینطور یادش داده.
اگر فرد ماشین دوستش را قرض بگیرد با آن رانندگی کند تا ناخودآگاه را گول دهد، این کار کمی حس خوب می اورد ولی باز ناخودآگاه می داند که این ماشین شما نیست چون لحظه قرض گرفتن ماشین را ضبط کرده و می داند.

در اکثریت بالا نمی توان ناخودآگاه را گول زد ولی گاهی می شود حساسیت او را کم کرد که به روی ما حداقل نیاورود. مثلا در مراقبه که اصطلاحا می گویند نگهبان دروازه اش خواب است.
با هیپنوتیزم می توان اسناد جعلی در ناخودآگاه قرار داد و بعد استناد کرد به آنها. البته این هم موقتی و بی فایده است. با هیپنوتیزم به فردی که اسمش کوروش است می گویند تو اسمت داریوش است، بعد او را بیدار می کنند، فرد قبول دارد که اسمش داریوش است، ولی این موقتی است چون ناخودآگاه نشانه های جدید را بررسی می کند و گزاره غلط را بعدا پاک می کند و درست را قرار می دهد. در طول مدتها ناخودآگاه اسناد را جمع آوری می کند.

راه دیگر این است. که تصویری از ثروتمند بودن در خودآگاه به صورت ارادی قرار داد و اگاهی را روی آن متمرکز کرد(تصویرسازی ذهنی) بعد در آن هنگام بگوید من ثروتمندم، ناخودآگاه فیلم را می بیند و تا حدی قبول می کند که الان اینطور است. ولی نمی توان گفت در گذشته ثروتمندم بودم(اگر نبودید، می گوید مدرکی نیست).

راهی که من پیشنهاد می کنم این است. باوری نیاز نیست. فرمان یا اعلامیه نیاز است برای موفقیت یا ثروتمند شدن. یعنی من به عنوان هوشیاری و فرمانده مطلق خودم، اعلام می کنم و دستور می دهم که من ثروتمندم ، حتی اگر مشاور بگوید مدرکی نمی بینم، باید گفته شود مدرکی نباشد، نشانه ها خواهد رسید، من فرمان و مسیرم را با این اعلام به سمت ثروت مالی می خواهم بچرخانم.
در این حالت ناخودآگاه فرمان را می پذیرد و دنبال نشانه های ثروت می گردد برای اثبات و همین نشانه ها شما را به سمت ثروت می برند و بعد به جایی می رسد که نیازی به اعلامیه نیست، ناخودآگاه خودش تایید می کند که ثروتمندی. در این روش ترسیدن و نگران بودن نباید وجود داشته باشد، حتی اگر بیاید باید شناسایی شود توسط اگاهی شما و بگذارید این موجها کار خود را کنند ولی فرمان صادر شده سرجایش هست

مثلا فردی از تهران به شیراز حرکت می کند. اول راه می گوید من در شیرازم . ناخودآگاه دروازه قرآن و آرامگاه حافظ و ... را می شناسد، می گوید نشانه ای نیست. شما می گویی من آن را حس می کنم و هرلحظه به آن نزدیک می شوم ، من در شیرازم. این بار ناخودآگاه به هر نشانه ای از شیراز دقت می کند. تابلویی می بیند که نوشته شیراز ۵۰۰ کیلومتر، تایید می کند حرف شما را. به همین صورت ادامه میابد تا به شیراز می رسید، آیا در انجا نیاز است که به خودتان بگویید من در شیرازم با تکرار؟؟ خیر نیازی نیست.چون ناخودآگاه تایید می کند و باور صد در صد شده.
باور، فرمانی است که با دستور شما از ۲۰ درصد شروع می شود و با مداومت شما و یافتن نشانه ها تا حس شدن نهایی توسط ناخودآگاه به ۱۰۰درصد می رسد. خواسته تو دستور توست.

Want your business to be the top-listed Travel Agency in Sterling?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Videos (show all)

عاشقان روز عشق مبارك باد

Location

Category

Telephone

Address


Dulles Airport
Sterling, VA
20166
Other Tour Agencies in Sterling (show all)
Regal Limousine of Washington DC Regal Limousine of Washington DC
201 E Holly Ave
Sterling, 20164

As operators of the limousine industry in the Washington D.C. Maryland and Virginia the founders of Regal Limousine identified all the challenges faced by

Al-Marwa Hajj Group Al-Marwa Hajj Group
20638 Piney Branch Way
Sterling, 20165

Al-Marwa provides complete tour packages for Hajj to its clients based in United States. Al-Marwa has Economy, Deluxe and VIP packages.

Go Far Go Local Go Far Go Local
22000 Aol Way
Sterling, 20166

We are a social marketplace for travelers and locals. Create & offer unique experiences & earn money. Buy authentic local experiences & live your travels.

Nova Movers Nova Movers
45449 Severn Way
Sterling, 20166

NOVAMOVERS provides moving, packing and shipping solutions to the Washington DC metropolitan area

Tours By Guides Tours By Guides
Sterling, 20166

Talk so you can be heard Most guides will ask ‘can everyone hear me ok?’ from time to time, but do not commit to being heard

Expedia CruiseShipCenters Expedia CruiseShipCenters
20808 Edds Ln
Sterling, 20165-7904

Now Open in Countryside Shopping Center! Ready to help you navigate a spectacular dream vacation with Expedia Exclusive Offers® and Expedia Extras®! Call, click, or come in today!

Snow Management Group Snow Management Group
112 Oakgrove Rd
Sterling, 20166

Snow Management Group is a family owned and operated snow removal service. Serving Northern Virginia and surrounding areas. We do travel when needed.